
سيزدهم آبان 1358 یاد آور خاطره تسخیر ساختمان سفارت آمريكا در تهران توسط جمعي از دانشجويان انقلابی وقت است. تسخیر لانه جاسوسی اما از آنجا پر اهمیت می نمود که از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان حمله به سفارت، ديپلمات هاي آمريكايي مستقر در سفارتخانه از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نميكردند. تماس با سركردگان گروه هاي ضد انقلاب، ارتباط حمايتي با شبكههاي كودتا و براندازي در داخل كشور و تأمين مالي گروهك هاي تروريستي كه در غرب و جنوب ايران به انفجار در لولههاي نفتي و يا ايجاد ناامني و بيثباتي در مناطق كردنشين مشغول بودند و... از جمله بخشی از عملكرد مأموران سياسي فعال در ساختمان سفارت آمريكا بود. با اين حال سفارت آمريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد كه این کشور خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و داراييهاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب سازماندهي و فعال كنند.
تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني مواجه گرديد. امام تصرف لانه جاسوسي توسط دانشجويان را «انقلاب دوم» لقب دادند و در سخناني تاریخی، از اين اقدام با جملات ذیل حمايت قاطع نمودند: «شما ميبينيد كه الان مركز فساد آمريكا را جوان ها رفتهاند گرفتهاند و آمريكایي ها را هم كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را بدست آوردند و آمريكا هيچ غلطي نميتواند بكند...»
بدین ترتیب 13 آبان روزی تاریخی براي ابراز آشكاراي انزجار از استكبار لقب گرفت. استكبار امروز اما با 30 سال پيش در شكل و قيافه، توان، هدف و برنامه هايش تفاوت هاي زيادي دارد. با ظهور انقلاب اسلامي و پيشرفت روز به روز اين انقلاب كه در گذر زمان روز به روز عيان تر و آشكارتر به چشم ميآيد طبيعتا توان دشمن آن كمتر شده و درنتيجه شيوه هاي نبردش متفاوتتر؛ بر این مبنا جنگ نرم و رسانه ای در رویکرد جدید استکبار به عنوان ابزاری نوین مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود بهره مندی از امکانات وسیع تبلیغاتی راهپيمايي 13 آبان امسال اما در تهران باشكوه تر از سال هاي قبل برگزار شد. این خبر بیش از هر چیز برای رسانه های کشورهای خارجی مأیوس کننده می نمود؛ رسانه هایی که با تلاش گسترده به حضور مخالفان و تضعیف نظام چشم امید دوخته بودند. جالب آنکه بر اساس برآوردها ميزان حضور گسترده مردم در مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني در مقابل لانه جاسوسي چندين برابر سالهاي گذشته ارزيابي مي شد. این میزان حضور پاسخی کوبنده به تكاپوي تشنج طلبان و رسانههاي بيگانه در غلبه حضور مخالفان در برابر مدافعان نظام مقدس جمهوری اسلامی و شکست مفتضحانه استکبار در تحریف این روز تاریخی با وجود گذشت سی سال از انقلاب است.
این در حالی است که شبکه های خبری غرب که از مدت ها پیش تلاش مشترکی را برای وارونه نمایی این روز انجام داده بودند؛ برای تاثیر گذاری بیشتر از هیچ امری چشم پوشی نداشتند.
بر این اساس بی بی سی رسانه انگلیسی هفته گذشته در برنامه ای تلویزیونی چنین گزارش نمود: «بسیاری از مخالفان بر استفاده از مراسم دولتی 13 آبان به عنوان یک تجمع اعتراضی دیگر تاکید کرده اند و درخواست ها برای شرکت معترضان در این تظاهرات در هفته های اخیر اوج گرفته است.»
بی بی سی تاکید دارد :«اولین بار که معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از یک مراسم دولتی برای ادامه اعتراضات خود استفاده کردند به روز قدس در روز 27 شهریور مربوط می شد، اما اکنون با بازگشایی دانشگاه ها و مدارس، به نظر می رسد آنها مقدمه چینی مفصل تری برای 13 آبان کرده باشند.» این شبکه می افزاید همزمان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از احزاب اصلاح طلب در بیانیه ای به مناسبت 13 آبان بر اهمیت آن در مبارزه با استبداد داخلی تاکید کرده است. این سازمان می نویسد: "همچنان که نمی توان تحت سلطه خارجی به تحقق آزادی و حاکمیت اراده ملت بر سرنوشت خویش دل بست، با حضور استبداد و دیکتاتوری نیز نمی توان به استقلال و عزت و سربلندی کشور در برابر قدرت های بیگانه امید داشت."
همچنین پیش تر این شبکه استعماری با نقل گزارشی از پایگاه اینترنتی"موج آزادی"از فراخوانی ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی برای شرکت معترضان در این راهپیمایی و در پاسخ به دعوت رئیس جمهوری قانونی! میرحسین موسوی خبر داده بود. به گزارش شبکه تلویزیونی روباه پیر مهدی کروبی و میر حسین موسوی، به عنوان رهبران اصلی جنبش سبز و همچنین شمار دیگری از گروه ها و تشکل های اصلاح طلب با صدور بیانیه هایی خواستار حضور طرفداران خود در تظاهرات روز چهارشنبه شده بودند.
"بامداد خبر" وبسایت نزدیک به دانشجویان افراطی دوم خرداد نیز با تبعیت از حامیان بیگانه اش از تصمیم به حضور بی سابقه دانشجویان معترض در 13 آبان گزارش می نمود.
خبرگزاری دولتی فرانسه دیگر شبکه موثر در تبلیغات اخیر بود. این شبکه گزارش خود را در پایگاه خبریش ذیل عنوان " وحشت رژیم از تظاهرات ضد حکومتی 13 آبان" درج نمود.
خبرگزارى فرانسه همچنین از تبدیل مراسم 13 آبان امسال به جلوه اعتراضات خيابانى عليه دولت احمدى نژاد خبر داده بود. صدای آمریکا دیگر شبکه این مجموعه، حضور گسترده معترضان را در این روز پیش بینی می نمود.
با فرا رسیدن 13 آبان اما غرب بار دیگر دریافت که در تحلیل ها پیرامون مردم ایران به خطا رفته است. حضور قشر بسیجی و متدین در این روز چنان جلوه گر بود که حضور کم رنگ سبز پوشان را سایه گونه می نمود.
بر این پايه خبرنگاران و گزارشگران رسانههاي بيگانه مسحور حضور توفنده مردم غيرتمند ايران اسلامي به ارسال گزارشهايي درباره اين مراسم پرداختند و جالب آنکه در این میان مشهود بودن غلبه مدافعان انقلاب در مقابل معترضان بر پایه دخالت های پلیس تعبیر شد. شبکه voanewsبر این اساس گزارش نمود: «پليس ايران با تظاهرکنندگان مخالف که تظاهرات عليه دولت را در سالگرد اشغال سفارت آمريکا در تهران از سر گرفتند، درگير شد.»
در همین حال خبرگزاری های "رویترز" و "فرانس پرس" در مطلبی کذب از توسل پلیس به باتوم و گاز اشک آور برای متفرق نمودن معترضان خبر داده اند.
همچنین گزارشات بی بی سی که در دروغ پردازی شهره است در خصوص استفاده از سلاح گرم توسط پلیس و جراحت چندین نفر از شرکت کنندگان در تجمع 13 آبان و با نقل از شاهدان خیالی جلب توجه می نمود.
در پایان گزارش باید اشاره نمود که شبکه بی بی سی در پایگاه خبریش همچنین در خبری بحث بر انگیز با انتشار موضع گیری خائفانه منتظری برای القای تجدید نظر ایرانیان در رابطه با آمریکا چنین درج می نماید: «آیت الله حسینعلی منتظری، از مراجع تقلید شیعه در قم، در پاسخ به سوالات وبسایت "موج سبز آزادی" در مورد اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 آن را اقدامی نادرست ارزیابی کرده است.» هماهنگ با این سیاست که مبتنی بر واگویی وارونه حقیقت و اعلام پشیمانی دروغین ایرانیان در قطع رابطه با آمریکا است ديلی تلگراف مي نويسد مخالفان تسخیر لانه جاسوسی قصد دارند با نوشتن نامه ای به اوباما بگويند که امروزه تنها گروهی اندک به گروگانگيری کارکنان سفارت افتخار می کنند، کسانی که امروز مردم ايران را به گروگان گرفته اند! در حالی این روزنامه چنین خبر داده بود که حضور پرشکوه مردم در 13 آبان 1389، با اثبات یاوه گویی های این رسانه ها، برگ زرینی را در تاریخ انقلاب رقم زد.

در حالی که بحث کارشناسی دولت و مجلس برای هدفمند ساختن یارانه ها در این روز ها بالا گرفته همزمان شبکه های خارجی این اتفاق را چون گذشته به اختلاف و دو دستگی اصول گرایان تعبیر نموده اند. بر این اساس دویچه وله صدای آلمان در ذیل گزارشی با عنوان "احمدینژاد هزاران میلیارد بدون نظارت مجلس میخواهد" از ریاست جمهوری ایران انتقاد نموده است. صدای آمریکا اما با تیتر " هشدار احمدی نژاد به مجلس؛ لایحه یارانه ها را پس می گیرم" نوشته است: «محمود احمدی نژاد بدون اطلاع قبلی در جلسه علنی مجلس حاضر شد و در یک سخنرانی غیرمنتظره هشدار داد که اگر نمایندگان در صدد باشند لایحه هدفمند کردن یارانه ها را به لایحه بودجه متصل کنند، لایحه هدفمند یارانه ها را پس بگیرد.» بی بی سی اما گزارش خود را بر محوریت اکراه لاریجانی در پذیرش درخواست احمدی نژاد برای سخنرانی قرار داد. این شبکه در پایگاه اینترنتی خود می نویسد: « حضور ناگهانی آقای احمدی نژاد در جلسه مجلس و سخنرانی او با انتقاد برخی از نمایندگان نیز مواجه شده و از جمله احمد توکلی، نماینده تهران، گفته است که اقدام رئیس جمهوری در ایراد سخنرانی از پیش اعلام نشده غیرقانونی بوده است.»
اما در حالی این رسانه ها از اختلاف مجلس و دولت می نویسند که پس از سخنان رئیس جمهوری در صحن علنی مجلس درباره نگرانی دولت از تصویب واریز تمام منابع حاصل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها به حساب خزانهداری کل، علی لاریجانی رئیس مجلس با تائید نگرانی دولت بابت تصمیم نمایندگان، اظهار داشت: «ما این دغدغه که لایحه هدفمند کردن یارانهها نباید دستخوش تغییرات لحظهای شود را قبول داریم.» در پایان بایستی خاطر نشان ساخت که امید است مردم و کارشناسان با بی توجهی به تشنج آفرینی تبلیغاتی دشمن با کمی صبر از این موضع حساس نیز سربلند بیرون آیند.

تحولات مربوط به مذاکرات اتمی ایران از ماه گذشته تا کنون افت و خیز بالایی را نشان می دهد؛ مذاکرات دچار رکود گروه 1+5 با ایران اما با سفر جلیلی به سوئیس پس از ماه ها تکانی خورده و با مذاکرات ماه گذشته ژنو دورنمای جدیدی به روی مناسبات ایران و جهان قابل تصور گشت. در این میان پافشاری عزت مدارانه کشورمان بر حق قانونی خود در تداوم روند غنی سازی اورانیوم و یا پذیرفتن پیشنهاد تحویل اورانیوم غنی شده با غلظت کم به یک کشور ثالث و دریافت اورانیوم غنی شده بیست درصد و تن دادن غرب به پذیرش ایران هسته ای، اروپا و آمریکا را بر سر دو راهی دشواری قرار داد. با این حال این تمام ماجرا نبود چون ایران پیشنهاد دوم را کنار گذاشته و شرایط را برای غرب بیش از پیش بحرانی نمود.
در این بین آژانس در مذاکرات خود پیشنهاد نمود تا با تضمین حقوقی این نهاد، ایران 1200 کیلوگرم از مجموع 1500 کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود با غلظت پایین را به کشوری دیگر به فرستد تا در ازای آن سوخت لازم برای راکتورهای اتمی را دریافت کند. این طرح به تائید آمریکا، فرانسه و روسیه نیز رسید اما آنچه باعث شد این طرح نیز غرب را از فضای بسته پیش رو نجات نبخشد، مخالفت مسئولین جمهوری اسلامی با طرح فوق است؛ از جمله این مسئولین علی لاریجانی رئیس مجلس ایران بود که این پیشنهاد را "فریبکاری غربی ها " توصیف کرده بود. منوچهر متکی وزیر امور خارجه نیز از "هوشیاری" کشورمان سخن گفته و افزوده بود: «جمهوری اسلامی و نظام ودولت درارتباط با مسائلی که با آنها روبرو ست، در دام هیچ دولتی نخواهد افتاد.»
پاسخ غیر مستقیمی که از سوی ایران به طرح آژانس داده شد عملا در جهت مخالف توافقات کشورهای غربی است. بر این اساس به نظر مسئله تحویل اورانیوم ایران به کشور ثالث به کلی از روی میز کنار رفته و ایران خودش را به عنوان خریدار اورانیوم بیست درصد معرفی نموده است. غرب اینک مردد است که این چرخش در کل روند بحث های اتمی چه جایگاهی دارد و از کجا ناشی می شود؛ الزامات سیاست ایران برای این موضع کدام است و پیامدهای آن برای وجهه غرب چگونه پیش بینی می شود؟ از طرفی 1+5 به خوبی می داند که در صورت امتناع از فروش اورانیوم 20 درصد به ایران، کشورمان در این زمینه نیز بر منوال گذشته با خود اتکایی به تنهایی بر این مهم نائل می شود. آچمز شدن غرب البته از دید رسانه های این کشورها نیز پنهان نمانده؛ دویچه وله، صدای آلمان در این باره گزارش می نماید: «امروز در زمینۀ غنی سازی ایران نسبت به سال های دهۀ هشتاد میلادی، از موضع محکم تری برخوردار است. تعلیق غنی سازی و بازگشت به وضعیت مذاکرات در زمان آقای خاتمی غیر ممکن است. وضعیتی که در آن محمد خاتمی تعلیق را پذیرفته بود ولی غرب به تعهدات خود یعنی بازگرداندن پروندۀ هسته ای ایران از شورای امنیت به آژانس عمل نکرد.» رسانه های غربی همچنین با اشاره به مذاکرات اخیر چنین تحلیل می نمایند: «جمهوری اسلامی با مهارت دو استراتژی را دنبال کرده است؛ یکی فرسایشی کردن مذاکرات و خرید وقت و دیگری ایجاد شکاف در میان طرف های مذاکره کننده؛ کنار گذاشتن فرانسه از لیست کشورهای متقاضی فروش اورانیوم 20 درصد در همین چارچوب قابل ارزیابی است.»
فضای این چنینی غلبه ایران در هفته های گذشته البته باعث شد تا مقامات رژیم اشغالگر قدس به کمک متحدانشان برآمده و با طرح خیالی مذاکره با ایران به عنوان اتفاقی پر حاشیه، سعی در منحرف ساختن رسانه ها و جلوگیری از معطوف شدن نگاه ها به موفقیت ایران داشتند.
براساس گزارش غیر واقع روزنامه هاآرتص چاپ تل آویو، این دیدار را سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و خانم زفری – ادیز مدیرکل سیاست گذاری و کنترل تسلیحات کمیسیون انرژی هسته ای اسرائیل در هتل "فور سیزنز" قاهره و در جریان نشستی به میزبانی کمیسیون بین المللی منع گسترش تسلیحات و خلع سلاح اتمی با یکدیگر داشته اند! بنا بر گزارش این روزنامه در این جلسه نمایندگان کشورهای دیگری از جمله چند عضو اتحادیه عرب مانند اردن، مصر، تونس، مراکش، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و همچنین، ترکیه و آمریکا و هیدتی از اتحادیه اروپا هم حضور داشتند و در حالی که جلسه پشت درهای بسته و به طور کاملا محرمانه برگزار گشته روزنامه استرالیایی ایج (Age) از طریق منابع دولتی این کشور به خبر برگزاری این جلسه و کلیات مذاکرات آن دست یافته است! در ادامه و در پاسخ به سئوال بی بی سی در مورد صحت گزارش روزنامه هاآرتص، سخنگوی کمیسیون انرژی هسته ای اسرائیل و سخنگوی دولت این کشور کلیات این گزارش ها را مورد تایید قرار داده اند اما در مقابل واحد مرکزی خبر کشورمان به نقل از علی شیرزادیان، سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران در واکنش به این خبر، گزارش نمود: "این دروغ عملیاتی روانی برای تاثیرگذاری روی موفقیت مستمر دیپلماسی پویای ایران در نشست های ژنو و وین است."
به هرحال در نگاه کلی به فضای بین الملل و با عنایت به تحلیل کارشناسان از جمله متخصصان غرب چنین بر می آید که منش دولت اصولگرا در مذاکره از موضع قدرت به نظر جواب داده و اینک غرب مجبور به پذیرش شکست در عرصه دیپلماسی و پایان بازی سیاسی در مقابل تهران است؛ البته بی شک با گذشت زمان زوایای دیگر ناکامی غرب بیش از پیش عیان خواهد شد.
رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و هیأت ۲۰۰ نفره از صاحب منصبان سیاسی و اقتصادی این کشور در سفری به تهران طی مذاکراتی جدی، افزایش تبادلات تجاری و همکاری های اقتصادی را دنبال نمودند؛ البته در حالی این سفر مرتبط با مباحث انرژی خوانده شد که روزنامه های کشورهای اروپایی اهمیت سفر اخیر را در مذاکره پنهان آنکارا برای میانجیگری در روابط ایران و آمریکا تفسیر نمودند.
از جمله روزنامههای ترکیه ضمن اشاره به اهمیت اقتصادی این سفر خبر میدهند که نخست وزیر این کشور پس از دیدار با مقامات تهران به دعوت باراک اوباما به آمریکا سفر خواهد کرد تا پیام رسان تهران- واشنگتن باشد. روزنامه نیویورک تایمز نیز در آستانه سفر اردوغان خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه نخست وزیر ترکیه برای میانجیگری بین ایران و آمریکا در تلاش است. البته اعتماد جریده داخلی نیز از همین احتمال سخن گفته است.
این گمانه زنی ها البته از آنجا آب می خورد که اردوغان پس از ورود به تهران در شامگاه دوشنبه چهارم آبان نه تنها به گفتگو با رئیس جمهوری اقدام نمود که در دیدارهایی پر اهمیت با مقام معظم رهبری، ریاست مجلس و وزیر امور خارجه نیز دیدار نمود.
البته با صرف نظر از گمانه زنی ها آنچه مبرهن می نماید اهمیت فراوان سفر اردوغان از منظر سیاسی و اقتصادی است. هر دو کشور مصمم هستند سطح مناسبات تجاری را از ۱۱ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار ارتقاء دهند؛ همچنین با پشتوانه مردمی مشترک، دو کشور میل جدی در نزدیکی سیاسی و استراتژیکی در زمینه ها و عرصه های گوناگون دارند. بر همین اساس وزیر امور خارجه ترکیه، وزیر انرژی و منابع طبیعی، وزیر مشاور در امور تجارت خارجی، ۱۸ نماینده مجلس، حدود ۱۰۰ نماینده صاحبان صنایع و تجار از بخش خصوصی این کشور و همچنین بیش از ۴۰ تن از نمایندگان رسانههای مهم ترکیه اردوغان را در این سفر همراهی میکردند.
گفتنی است ایران و ترکیه عضو سازمان همکاری اقتصادی اکو و اجلاس کشورهای اسلامی هستند و مطابق آنچه خبرگزاری ایرنا درباره مناسبات دو کشور مینویسد "دارای بیش از ۵۰۰ سال مرزهای امنیت و صلح بوده و قدمت روابطشان بیشتر از تاریخ حیات بسیاری از کشورهای دنیا است؛" همچنین سالانه ۵۰۰ هزار ایرانی بدون نیاز به دریافت ویزا برای کار یا استراحت به ترکیه مسافرت میکنند. در حال حاضر اما مهمترین عرصه همکاری ایران و ترکیه انرژی است. ترکیه دارای بالاترین مبادلات گازی با ایران و پل ارتباطی صادرات احتمالی انرژی ایران به شرق اروپا محسوب میشود و شرکتهای ترک نیز که به لحاظ سرمایه گذاری های خارجی در ایران دومین رتبه را دارند بنا بر موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ویژه ایران علاقه مند جدی به گسترش روابط به شمار می روند.
نکته ای که در این برهه دو کشور را بیش از پیش در صحنه بین المللی در کنار یکدیگر قرار داده موضعگیری مدافعانه اردوغان در خصوص مسئله هسته ای ایران و اعلام رسمی مخافت با برخورد دوگانه غرب در خصوص مسئله هسته ای کشورمان و نیز انتقادات تند وی به شیمون پرز در اجلاس داووس و نیز دستور لغو پرواز هواپیماهای اسرائیلی بر فراز خاک ترکیه است. تصمیم ترک ها در مشخص ساختن خط قرمز ها با اسرائیل تا حدی رژیم صهیونیستی را به واهمه انداخته که رسانه های این کشور در گزارشی با عنوان" اسراییل متفقانش را از دست می دهد" نوشتند: «جنجال سیاسی میان اسراییل و ترکیه در حالا بالا گرفتن است.» مقامات اسرائیلی نمی خواهند اوضاع به وجود آمده را بیش از پیش غم انگیز جلوه دهند. با این حال یکی از مقامات وزارت امور خارجه اسراییل به "ورمیا نووستی" اطلاع داد که اوضاع در خصوص روابط با ترکیه کاملا جدی است. همزمان با فاصله گرفتن ترکیه از اسرائیل این کشور تلاش میکند کشورهای همسایه را از نظر توجه ویژه در اولویت قرار دهد. در راستای همین سیاست ترکیه با سوریه ۱۲ قرار داد همکاری امضا کرد و علاوه بر این سوریها نیز مثل ایرانیها میتوانند بدون صدور روادید به ترکیه سفر کنند. اخیرا اردوغان در دیدار از عراق نیز ۴۸ قرارداد دوجانبه امضا کرد. برخی از روزنامههای ترکیه مینویسند سیاست خارجی جدید این کشور نقش ترکیه را در میان کشورهای مسلمان منطقه تقویت خواهد کرد و سفر اردوغان به پاکستان و ایران نقطه اوج این سیاست خواهد بود.

سالیان سال است که خدمتگزاران سپاه، جان برکفان بسیجی و مردمی، سربازان نیروی انتظامی و عموم ساکنین سیستانی مورد حملات وحشیانه گروهک های مورد حمایت غرب قرار می گیرند. در آخرین مورد هفته گذشته مزدوران وابسته به استکبار، گروهي از سران قبايل عشاير و نیز تعدادی از برادران سپاهی را در منطقه "پیشین" حد فاصل شهرستان های سرباز و چابهار در جنوب سیستان و بلوچستان، به شهادت رساندند. از جمله اهداف این حمله انتحاری سردار نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده قرارگاه قدس، سردار محمدزاده فرمانده سپاه استان سیستان و بلوچستان، فرمانده سپاه ایرانشهر و فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تیپ امیرالمومنین (ع) بوده اند که همگی به درجه رفیع شهادت نائل گشتند.
اكنون پس از انجام این ترور ناجوانمردانه، افكار بیش از همه به سوی گروه تروریستی عبدالمالك ریگی به عنوان متهم احتمالی معطوف شده است. این گروه كه ید طولایی در اقدامات تروریستی، قتل و غارت و گروگانگیری علیه مردم سیستان و بلوچستان و جان بركفان نیروی انتظامی و سپاه دارد، تا كنون در فجایعی چون تاسوكی، دارزین و سراوان ده ها تن از هموطنان را كشته و مجروح كرده یا ربوده و 3 سال پیش هم با حمله به اتوبوس كاركنان سپاه زاهدان، شماری را به شهادت رساند. سایت نزدیك به این گروه هم این عملیات را استشهادی! و ذیل عنوان" حمله مبارزان جان بركف مقاومت بلوچستان" خواند و مدعی كشته شدن 60 تن شد. هرچند البته گزارش ها تعداد شهدای این اقدام كور تروریستی را حدود 20 نفر تخمین می زنند.
در این میان آنچه بیش از همه قلب انقلابیون و دوستداران را لرزاند البته بی شک از دست دادن چهره ای چون سردار نورعلی شوشتری است. وی که از فرماندهان پر افتخار و یارگاران نامدار دفاع مقدس محسوب می شود در دوران قبل و بعد از انقلاب و در عملیات های مختلف و در همرزمی با شهیدان بزرگواری همچون مهدی باکری نامی طلایی از خود بر جای گذاشت. با وقوع عملیات مرصاد وی به توصیه مقام معظم رهبری مسئولیت این عملیات غرور آفرین را بر عهده گرفت و به نقل از شهید صیاد شیرازی فرماندهی خوبی از خود به نمایش گذاشت تا جایی که در تماس مرحوم حاج سید احمد خمینی با وی و ابلاغ گزارش پیشرفت عملیات توسط آن مرحوم به امام خمینی (ره)، حضرت امام خطاب به سردار شوشتری می فرمایند: "در این دنیا که نمی توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد." فرماندهی لشگر5 قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه بخشی از مسئولیت های این فرمانده بزرگ و شهید والا مقام است. وی از اول فروردین 88 نیز با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس زاهدان را عهده دار شد و موفق گردید با تلاشی پیگیر و مجاهدتی خستگی ناپذیر ایجاد اتحاد بین طوایف شیعه و سنی را در این استان به افتخارات خود بیفزاید. سردار بارها در جمع همرزمانش گفته بود آرزو دارم جسم ناقابلم در راه خدا تکه تکه شود. وی با اطلاع بر خطرات منطقه مرزی خود پیش بینی کرده بود: «از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند...»
اما این اقدام تروریستی در سطح شبکه های خبری جهان بازتاب گسترده و متفاوتی یافت. این ادعا را دویچه وله صدای آلمان اعلام می کند. بر این اساس روزنامه الشرق الاوسط با گرایشات صهیونیستی خود در مقالهای به قلم طارق حمید، به حادثه تروریستی در بلوچستان ایران پرداخته و در مقاله ای ذیل عنوان "ایران، بازگشت ترور به خانه" دولت ایران را متهم میکند که از تروریسم برای صدور انقلاب به خارج استفاده میکرده و اکنون خود طعم ترور را میچشد. به نظر طارق حمید، دولت ایران بایستی از این حادثه درس عبرت بگیرد و از حمایت از تروریسم دست بکشد! روزنامه فرانسوی “اوت مارن” اما در گزارشی هشداردهنده مینویسد: «گسترش خشونت در این منطقه از جهان بسیار نگرانکننده است. در حال حاضرحس دشمنیای که بین شعیان و سنیمذهبان در عراق وجود دارد، تبدیل به جنگ داخلی شده است. دقیقا همین دشمنی که نشأت گرفته از درگیریهای قومی و مذهبی است، در ایران و پاکستان نیز شدت میگیرد. غرب، بهویژه آمریکا موقعیتی سخت در میان این جبههها دارند و دائما به دستداشتن در این درگیریها متهم میشوند.» اما برخی جراید ایتالیا با اشاره ضمنی به دستان پشت پرده این گونه حوادث چنین به این موضوع پرداخته اند که این عملیات تروریستی میتواند پیآمدهایی به همراه آورد که بسیار گستردهتر از آن چیزی است که عاملان آن در نظر داشتند. احتمال دارد که تأثیرات آن از محدوده محلی خارج شود و روش بازی دومینو را پیش گیرد و به این ترتیب پیآمدهای آن متوجه پاکستان، اسرائیل، بریتانیا و بویژه آمریکا نیز به شود.» “تاگس اشپیگل” اما به کشته شدن فرماندهان سپاه پاسداران در این حمله انتحاری اشاره میکند و در ادامه مینویسد: «این انفجار، ستون مرکزی قدرت را در ایران لرزاند، ستونی که محمود احمدینژاد و آیتالله خامنهای به آن بسیار وابسته هستند. در عین حال حمله تروریستی در بلوچستان بازگوکننده مشکلات قومی و مذهبی است که به دلیل رویدادهای جنجالبرانگیز پس از انتخابات به حاشیه رانده شده بودند. بخشی از این کشمکشها مربوط به اقلیت هفت میلیونی سنی مذهبان در ایران است که خود را از جانب حکومت شیعی زیر فشار میبیند و برای احقاق حقوق خود تلاش میکند. هرچند این تلاشها توسط نیروهای مسلح سنیمذهب با اقدامات خلافکارانهای از جمله قاچاق انسان و مواد مخدر گره خورده است. بنابراین، این حادثه همچنین مشکلاتی را بازگو میکند که با قاچاق و خرید و فروش تریاک در ارتباط هستند.»
فارغ از تحلیل های متناقض این رسانه ها آنچه بر مردم کشورمان عیان گردید این نکته حیاتی بود که شهادت شوشتری و همرزمانش گواه آن است که همچنان پس گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی توانمند ترین چهره های بسیجی و سپاهی که توسط اصلاح طلبان به دیکتاتوری متهم می شوند، جان خویش را در طبق اخلاص داشته اند و فارغ از جو سازی ها و ناجوانمردی های برخی جراید و رسانه ها در راه حفاظت از مرزهای فکری و جغرافیایی این مملکت از بذل همه داشته هایشان دریغی نداشته اند. جالب آنکه چندی پیش یکی از سایت های وابسته به اصلاحات برای ایجاد رعب و دلهره در دل این شیرمردان تحت عنوان نظرات بینندگان طرح ترور فرمانده شجاع و افشاگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشگر جعفری را به خاطر رسوا کردن چهره زشت موسوی خوئینی ها، خاتمی و موسوی عنوان کرده بود.
پیشنهادی بی جا نیست اگر این مدعیان فدایی وطن و حامیان سبز رنگشان که همواره در تجمعات، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر می دهند را دعوت کنیم تا به مناطق مرزی آمده و خود قضاوت کنند که به اندازه چند «دیکتاتور» شهامت دارند که برای دفاع از ایران جسم و جان خویش را ورای شعارهای رنگین فدا سازند. البته این دوگانگی عمل و شعارها نه تنها در دامان خطرها که حتی به دور از مخاطرات نیز دیده می شود. آنجا که ایشان با انگیزه بالا بردن آمار شهدای خیالی خود، برای دختران فراری مجلس ختم می گیرند، بیانیه صادر می کنند و نامه می نویسند اما با شهادت سربازان و فداییان واقعی وطن تنها به لب گزیدن بسنده می نمایند.

ای دل دریاییت امیدوار آَسمان شو، ابر شو، باران ببار؛ آب باران باغ صد رنگ آورد، موج سبز از سینه سنگ آورد...
این اولین جمله از وبلاگی است که با گذشت 66 سال از 21 مهر ۱۳۲۲ تولد رئیس جمهور پیشین را تبریک گفته است. در مراسمی که به گرامی داشت تولد وی برگزار شده بود دوستان و یاران به همراه 66 شاخه گل رز و كیك تولدی كه از سوی دوست دوران طلبگی رئیس دولت اصلاحات، حجت الاسلام سیدمحمود دعایی تدارك دیده شده بود حاضر گشتند. اما تقارن این نشست با شب شهادت رئیس مذهب جعفری امام صادق (ع) و حسن سلیقه دعایی در تهیه کیک تولدی سنگ قبر گونه! آنقدر تعجب آور بود که توجه نویسندگان هفته نامه شما جلب شده و بر طریق مطایبه در این باره اظهار شگفتی کنند.
اما این طنز بر برخی جراید و رسانه ها سنگین آمد و از آن جمله روزنامه اعتماد در این باره نوشت: «نشریه "شما" ارگان مطبوعاتی حزب موتلفه اسلامی در شماره اخیر خود با زیرنویس عکسی به خاتمی و اصلاح طلبان دهن کجی کرده است. این نشریه عکسی از خاتمی را که مقابل کیک مستطیلی سفیدرنگ بزرگی در سالگرد تولدش نشسته منتشر کرده و در زیرنویس آن نوشته است: «سنگ قبر اصلاحات». پایگاه اینترنتی تابان نیز از اقدام نشریه حزب موتلفه با عنوان بی احترامی به خاتمی یاد کرده است. پایگاه های خبرآنلاین، فرارو و تابناک نیز ناراحتی اصلاح طلبان را از این مطایبه پوشش دادند. اما در حالی به "شما" خورده گرفته شد که در پایگاهی اینترنتی طنز دیگری با عنوان " تولد تولد تولدت مبارک!" و بر سبیل شوخی با سید خندان چنین کار شده است:
«این روزها تولد نی نی محمد خاتمیه. به همین مناسبت دوستانش امروز با همدیگه رفتند سراغش تا جشن تولدش رو برگزار کنند. صدای جیغ و هیاهو از سر ذوق به گوش می رسید که کیک تولد هم رسید. بعد حاضران همه با هم سرود تولدت مبارک را با هم همخوانی نموده و به یاد دوستان در بندشان آب خنک میل کردند. البته همگی خوشحال و شاد بودند و گل رز قرمزهم آورده بودند و فضا هم خیلی رمانتیک بود و همگی لبخندی بر لب داشتند با این مضمون که خوب شد ابطحی نیست وگرنه کیکی به ما نمی رسید. در آخر هم کادوها باز شد و دیده و شد و پسندیده هم شد. یکی دوتا عبای شکلاتی، تعدادی گفتگوی با تمدن ها از جمله مهمترین هدایا بود.در ضمن به پاس زنده نگه داشتن جنبش سبز دسته چاقو و حاشیه کیک سبز بود تا ماهیت جنبش سبز در اذهان باقی بماند!»

دولت و مجلس همگام شدند
مجلس شورای اسلامی در هفته اخیر کلیات لایحۀ هدفمند کردن یارانه ها را با رأی قاطع ١٨٨ موافق در مقابل ٤٥ رأی مخالف و ٦ ممتنع تصویب کرد تا در روزهای آتی به تصمیم گیری درباره جزئیات آن به پردازد.
ضرورت هدفمند کردن یارانه ها و به ویژه یارانه های سوخت برای اولین بار در بهمن ماه سال ٨٥ از سوی دکتر محمود احمدی نژاد مطرح گردید و پس از کار کارشناسی دولت نهایتا ده ماه پیش تسلیم مجلس شد تا عنوان مهمترین لایحه اقتصادی ٣٠ ساله و بلکه ٥٠ سال اخیر کشور را بر ردای خود بیند.
البته تجدید نظر در پرداخت سالانه ١١٠ هزار میلیارد تومان به انواع یارانه ها و به ویژه یارانه های سوخت آن چنان با زندگی اقشار مختلف جامعه رودر رو است که عنوان مهمترین لایحه اقتصادی عمر سی ساله انقلاب بی راه نیست. همین حساسیت ها باعث شده تا بخشی از اجتماع با نگرانی و اضطراب روند آن را دنبال نمایند. بخشی از این تردید نیز البته ابهام در چگونگی و میزان پرداخت های به مردم در قبال حذف یارانه ها می باشد. با این حال، یک چیز روشن است و آن اینکه در اظهارات مسئولین کشور در یک سال اخیر مبالغ مختلفی در ازای حذف یارانه ها به هر ایرانی عنوان شده است. کارشناسان دولت معتقدند با پرداخت مبالغ نقدی مورد نظر از آسیب های تورمی حذف یارانه ها به اقشار کم درآمد جلوگیری خواهد شد اما منتقدان ادعا دارند که حذف یارانه ها، به ویژه یارانه های بنزین و گازوئیل چنان جهش تورمی در کشور ایجاد خواهد کرد که مبالغ در نظر گرفته شده برای دهک های کم درآمد کمترین نقشی را در مقابل فشارهای تورمی ایفا نخواهد کرد. همین مساله به عنوان یکی از دلایل خودداری مجلس از تصویب لایحۀ آزاد کردن قیمت های سوخت تاکنون بوده است. اکنون به نظر می رسد که با تصویب کلیات این طرح دولت و مجلس چنانکه رئیس جمهوری ایران گفته است توانسته اند نظرات خود را به یکدیگر نزدیک کنند تا با طرحی دقیق بزرگترین جراحی اقتصادی عمر 30 ساله انقلاب را رقم بزنند.
بر خلاف سیاه نمایی مخالفان البته این جراحی تلاش متخصصان بسیاری را از ماه ها پیش در سابقه دارد. دولت نهم خود برای تهیه دقیق این لایحه فرصت گذاری کارشناسی بسیاری داشت؛ در عین حال آنچه در صحن علنی مجلس به تصویب رسید چکش کاری و مداقه ده ماهه کمیسیون ویژه پارلمان را در بر خود می بیند.
جالب آن که کار کارشناسی پیرامون این تحول سابقه ای بسیار طولانی دارد. پس از پایان جنگ و آغاز اداره کشور بر اساس برنامه های پنج ساله تدوین شده، تصحیح این روند در دستور کار قرار گرفت اما متاسفانه دولت های گذشته به دلیل ترس از عوارض این جراحی، از اجرای آن شانه خالی کردند تا دولت نهم و دهم و نیز مجلس هشتم مسئولیت آن را بر عهده گیرد.
در جمع بندی بحث های کارشناسی اکنون دولت می خواهد با آزاد کردن قیمت حامل های انرژی و حذف یارانه ای که به بخشی از جامعه می پرداخت، رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه را عادلانه کند. با رساندن حامل های انرژی به قیمت واقعی، هر کس بیشتر مصرف کند، بیشتر هزینه می پردازد. بدین ترتیب تا این جا نیمی از دستیابی به عدالت استفاده از منابع انرژی طی شده و رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه عادلانه شده اما همچنان رابطه بین نیازمند و پرداخت یارانه ایجاد نشده است. برای تحقق این بخش دولت قصد دارد بخشی از مبلغ اضافه شده حامل های انرژی را که از اقشار پردرآمد دریافت می کند؛ در بین اقشار کم درآمد توزیع نموده و با این کار ضمن جبران تورم ناشی از این افزایش قیمت، مدیریت مصرف و هزینه کرد این یارانه را به خانواده ها واگذار سازد.
اما اقدام پیش روی نظام توجه گسترده رسانه های خارجی را در پی داشته است. هدفمند ساختن يارانهها در ايران عنوانی است که این روزها در اکثر شبکه ها و جراید جهان خبر ها و گزارش هایی را به خود اختصاص داده است. بر این اساس روزنامه انگليسي فايننشال تايمز ذیل عنوان "هدفمندكردن يارانهها مورد حمايت اقتصاد دانان است" گزارش مفصلی را از تصمیم دولت ایران بازتاب نموده است. فايننشال تايمز با اشاره به تصويب كليات طرح هدفمند كردن يارانه ها در مجلس نوشت: «پارلمان محافظه كار ايران از حركت به سمت كاهش يارانه ها حمايت كرد.» بر اساس اين گزارش كاهش شديد يارانه ها كه حجم آن 100 ميليارد دلار در سال است، قماري سياسي براي دولت احمدي نژاد است. در عين حال فايننشال تايمز تصريح مي كند اقتصاد دان ها از اين طرح حمايت مي كنند و معتقدند هيچ دولتي در ايران نمي تواند به ارائه يارانه به مردم در سطح كنوني ادامه دهد. البته این روزنامه به خوانندگان این چنین توضیح داده که پرداخت يارانه سنتي ديرينه در ايران است و اين مسئله باعث شده تا مردم ايران آن را حق خود بدانند كه به محض تولید به آن ها مي رسد. خبرگزاري رويترز نيز با پرداختن به اين موضوع در تيتر خبر خود نوشت:«نمايندگان پارلمان ايران از رئوس طرح اصلاح يارانه ها حمايت كردند.» در اين خبر آمده است: «پارلمان ايران كليات لايحه اصلاح يارانه ها را در روز يك شنبه و ماه ها پس از اين كه آن را از لايحه بودجه سال خارج كرد تصويب نمود.»
رويترز راي موافق 188 نفره به طرح هدفمندكردن يارانه ها در مقابل 45 نفر مخالف را براي دولت احمدي نژاد خوشايند دانست. بر اساس گزارش این شبکه يك سوم درآمد دولت ايران صرف پرداخت يارانه ها مي شود.
صدای آمریکا( voanews) نیز از همگامی مجلس و دولت ایران در تجدید نظر پرداخت های یارانه ای سخن گفته است. البته این تنها رسانه های خارجی نبودند که با آب و تاب به پوشش این تصمیم دولت و مجلس کشورمان پرداختند. جراید و خبرگزاری های داخلی نیز هریک با سلیقه ای به بازتاب این گام اقتصادی مشغول شدند.
خبرگزاری آفتاب که پیش از این هدفمند كردن يارانه ها را (با توجه به زمان احتمالی تصویب آن که مقارن با انتخابات ریاست جمهوری دهم قلمداد می گشت) هديه انتخاباتی اصولگرایان نامیده بود؛ این بار به درج مصاحبه منتقدان پرداخت. پایگاه خبری آینده نیز در صدر خبرهایش از تصویب لایحه جنجالی هدفمند كردن یارانه ها سخن گفته است. ایلنا(خبرگزاری کار ایران) نیز با انتشار اخبار این موضوع تاکید نموده که باید به نحوی حرکت کنیم تا کمترین آسیب در اجرای این لایحه به دهک های پایین وارد شود. خبرگزاری مهر اما در گزارشی مفصل به چگونگی روند تصویب این لایحه در مجلس می پردازد. هم اندیشی نیز با انتخاب تیتر "با هدفمند شدن يارانه ها ، فيش حقوق کارمندان دو پرداختي مي شود" از قول معاون بودجه، برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور می نویسد: «حقوق کارمندان دولت از سال آينده بر اساس قانون جامع خدمات کشوري افزايش مي يابد و با اجراي لايحه هدفمند کردن يارانه ها فيش حقوقي کارمندان دو پرداختي خواهد شد.» همچنین فردا نیوز با نقل قول رئیس جمهور از مرتفع شدن اختلاف نظرهای دولت و مجلس درباره هدفمند کردن یارانه ها خبر می دهد و ایسنا این لایحه را مهمترین لایحه اقتصادی۳۰ سال اخیر و بلکه از ابتدای قانونگذاری در کشور می داند. تیتری که توسط جام جم نیز در عنوان مشابه "هدفمند کردن یارانهها مهمترین لایحه اقتصادی ۵۰ سال اخیر است" آمده است.
به هر ترتیب باید اذعان داشت لایحه هدفمند کردن یارانه ها هر چند از جهت شکلی یکی از هفت مورد اصلاح طرح تحول اقتصادی دولت است؛ اما از نظر اهمیت و توجه افکار عمومی شاید مهم ترین آنها باشد. امید است دولت و مجلس در این راه سخت که چاره ای جز پیمودن آن نیست مصمم و البته دقیق و پیگیر باشند. ما نیز نباید از یاد بریم که در کنار تلاش دولت و مجلس و بنا به وظیفه ای که در ابتدای سال توسط مقام عظمای ولایت بر آن تاکید شد اصلاح الگوی مصرف لازمه تحقق عدالت و پیشرفت است که می بایست در کنار سایر تصمیم گیری ها و تلاش ها بدان التزام عملی داشت.


